|
|
|
|
|
خدايا، من به تو پناه مىبرم از طغيان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد. و ضعف نيروى صبر، و كمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبيت، و پيروى هوس، و مخالف هدايت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تكلف، و گزيدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصيت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقير نسبت به درويشان، و كوتاهى در حق زيردستان. و ناسپاسى نسبت به كسى كه بر ما حقى داشته باشد. و از آنكه به ستمكارى كمك دهيم. يا ستمزدهاى را خوار گذاريم. يا آنچه را كه حق ما نيست بخواهيم. يا در علم از روى بىاطلاعاعى و بر خلاف عقيده سخنى گوئيم. و پناه مىبريم به تو از آنكه قصد خيانت با كسى داشته باشيم. و از آنكه در اعمالمان خود پسندى كنيم، و آرزوهاى خود را دراز سازيم و پناه مىبريم به تو از بدى باطن، و كوچك شمردن گناه خرد، و از آنكه شيطان بر ما چيره گردد، يا روزگار ما را واژگون بخت سازد، يا سلطان در بازه ما ستم كند. و پناه مىبريم به تو از دست آلودن به اسراف، و از نايافتن رزق كفاف و پناه مىبريم به تو از شماتت دشمنان و احتياج به همگنان، و زيستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى، و پناه مىبريم به تو از عظيمترين حسرت و بزرگترين مصيبت و بدترين بدبختى، كه حسرت قيامت و مصيبت در دين و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نوميدى از ثواب و نزول عقاب. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 12:57 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 18:43 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
|||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم اى كسى كه گرههاى سختيها بوسيله تو گشوده مىشود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مىشكند، و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مىشود. دشواريها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جريان يافته و اشياء بر وفق اراده تو روان شدهاند، پس همه چيز به مجرد خواست توبىگفتنت فرمان پذيرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شدهاند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمىشود، و غير از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمىگردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگينيش مرا به زانو در افكنده و گرفتاريئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آوردهاى و به اقتدار خود بر من متوجه ساختهاى، پس براى آنچه تو وارد كردهاى برگردانندهاى، و براى آنچه تو پيش آوردهاى تغيير دهندهاى، و براى آنچه تو فرو بستهاى گشايندهاى، و براى آنچه تو مشكل ساختهاى آسان كنندهاى، و براى آنكه تو خوار كردهاى، يارى دهندهاى نيست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسايش را اى پروردگار من به رويم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوايم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كردهام شيرينى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشايش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زيرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شدهام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبريز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتادهام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظيم: |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 14:29 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم خدايا سه خصلت مرا از مسئلت تو باز مىدارد و يك خصلت مرا بر آن برمىانگيزد: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 7:24 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
|
سپاس خداى را كه شب و روز را به نيروى خود بيافريد و ميان آن در به قدرت خود امتياز بر قرار كرد و براى هر يك از آن دو حدى محدود و مدتى ممدود قرار داد خدائى كه بنابر سنت مقدر خود براى بندگان در تأمين وسائل تغذيه و پرورش ايشان هر يك از شب و روز را جاى گزين آن ديگر مىسازد و هر يك از آن دو را بدون ديگرى مىبرد و بر مىآورد و مىافزايد و مىكاهد براى تأمين روزى بندگان و نشو و نماى ايشان شب و روز را جاى گزين يكديگر مىسازد پس شب را براى ايشان بيافريده تا در آن از حركات خسته كننده و فعاليتهاى آزار دهنده بياسايند و آن را جامهاى ساخته كه از به هر آسودن و غنودنش بپوشند تا موجب رفع خستگى و تجديد نيرو و نشاطشان باشد و به آن وسيله به كام دل خود برسند و روز را براى ايشان بينائى بخش و روشنگر بيافريده تا در پرتو آن به تحصيل فضل و احسانش بكوشند و اسباب دست يافتن به روزيش را فراهم سازند و در طلب آنچه رسيدن به نعمت عاجل دنياشان و درك سعادت آخرتشان در گرو آن است در عرصه زمين خدا روان گردند او به همه اين تدبيرها كار ايشان را به سامان مىآورد و اعمالشان را مىآزمايد، و چگونگى احوال ايشان را در اوقات طاعتش و در منازل واجباتش و موارد احكامش همى نگرد. تا آن را كه بد كردهاند به كيفر عمل خود برساند و آنان را كه كار نيك كردهاند پاداش نيك دهد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 18:8 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
|
خدايا، و اما پيرو پيمبران و مصدقين ايشان به غيب از اهل زمين به هنگام حضور پيمبران ك معاندينشان با سلاح تكذيب به معارضه ايشان برخاسته بودند، و به هنگام فترت و غيبت پيمبران كه مؤمنان در پرتو حقائق ايمان در شوق ديدارشان بسر مىبردند: در هر عصر و زمان راهنمائى بپا داشتهاى: از زمان آدم تا روزگار محمد خاتم صلى الله عليه و آله از پيشوايان هدايت و قائدين اهل تقوى (كه بر همگى ايشان درود باد) پس خدايا ايشان را از لطف و كرم خود به غفرانى و رضوانى ياد و شاد فرماى . خدايا، و به خصوص اصحاب محمد صلى الله عليه و آله به خصوص همان كسان كه شرط صحبت آن حضرت را به خوبى رعايت كردند و آنانكه در ياريش از عهده امتحان پايدارى بخوبى بر آمدند و با او مددكارى كردند، و به تصديق رسالتش شتافتند و به پذيرفتن دعوتش سبقت گرفتند. و چون حجت رسالتهاى خود را به گوش ايشان فرو خواندند او را اجابت و در راه پيروز ساختن رسالتش از همسران و فرزندان مفارقت گزيدند و براى تثبيت نبوتش با پدران و پسران خود كارزار كردند و به بركت او پيروزى يافتند، و آنان كه محبت او را در جان و دل مىپروردند و در دوستيش اميد تجارتى ايمن از زيان و كساد مىداشتند و آنانكه چون به عروه دين آن حضرت چنگ در زدند قبائلشان از ايشان دورى كردند، و چون در سايه خويشاوندى او مسكن گزيدند خويشان از ايشان بيگانه گشتند. پس خدايا گذشتى را كه براى تو و در راه تو انجام دادند از نظر دور مدار، و به سبب آن فداكاريها و در برابر آنكه خلق را بر تو گرد آوردند و با پيغمبرت از جمله داعيان بسوى تو بودند، ايشان را از خشنودى خود خشنود ساز. و سعى ايشان را به پاس آنكه در راه تو از شهر و ديار قوم خود هجرت كردند و خويش را از فراخى زندگى به سختى و تنگى در افكندند، مشكور دار و (همچنين) آنان را كه براى اعزاز دينت ستمزدگانشان را فراوان ساختى خشنود فرماى خدايا، بهترين پاداش خود را به پيروان اصحاب در راه ايمان و عمل صالح برسان: آنانكه مىگويند: پروردگارا، ما و آن برادرانمان را كه به ايمان بر ما سبقت گرفتهاند، بيامرز، همان پيروانى كه آهنگ طريقه صحابه كردند، و وجهه ايشان را سلوك كردند، در حالى كه هيچ شبههاى آنان را از عقيده خود برنگرداند و در پيروى آثار و اقتداء به علامات هدايت صحابه هيچ شكى خاطرشان را پريشان نساخت: معاونين و مساعدين صحابهاند چنانكه در دين پيرو ايشان و در اخلاق پوياى راه آنانند در تعظيم شأن صحابه اتفاق مىورزند و در اخبار و احكامى كه از پيغمبر ابلاغ مىكنند متهمشان نمىدارند. خدايا از امروز تا روز جزا بر تابعين صحابه و بر همسران و اولادشان و بر هر كدامشان كه ترا اطاعت كردهاند رحمت فرست، چنان رحمتى كه بوسيله آن ايشان را از نافرمانى خود نگاهدارى، و در باغهاى بهشت در وسعت و رفاه قرار دهى، و آنان را به يمن آن از مكر شيطان باز دارى، و در هر كار خير كه از تو مدد خواهند اعانت كنى، و از حوادث شب و روز مگر پيش آمدى كه مژده خير دهد نگاه دارى. و به نيروى آن ايشان را بر عقيده حسن رجاء به تو، و بر طمع در آنچه نزد تو است و بر متهم نساختن تو به بى عدالتى در آنچه در دست بندگان است، بر انگيرى، تا ايشان ر ابه رغبت بسوى خود و ترس از خود بازگردانى و در توسعه زندگى دنيا بىرغبت كنى، و عمل براى آخرت و ساختن توشه مراحل بعد از مرگ را در نظرشان خوشايند سازى و هر اندوه را كه روز بر آمدن جانها از بدنهاشان رخ دهد برايشان آسان نمائى و از خطرهائى كه امتحان آن را بوجود مىآورد و از شدت آتش و در ازناى خلود در آن عافيت بخشى، و بسر منزل امنى از آسايشگاه پرهيزگاران منتقل سازى. ![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:4 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
|
اى كسى كه شگفتىهاى عظمتت پايان نمىپذيرد بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از جدال در عظمت بازدار. و اى كسى كه مدت پادشاهيت به آخر نمىرسد، بر محمد و آلش رحمت فرست. و گردنهاى ما را از بند عقاب خود آزاد ساز. و اى كسى كه خزانههاى رحمتت فنا نمىپذيرد بر محمد و آلش رحمت فرست و براى ما در رحمت خود بهرهاى بر قرار كن. و اى كسى كه ديدگان از ديدنت فرو مىمانند، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را به ساحت قرب خود نزديك ساز. و اى كسى كه در برابر قدر و منزلتت قدرها و منزلتها خوار و بىمقدار است، بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را نزد خود گرامى دار. و اى كسى كه اسرار اخبار در نظرت آشكار است، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را نزد خود رسوا مساز. خدايا به بركت بخشش خود ما را از بخشش بخشندگان بىنياز فرما، و با پيوستن خود ما را از وحشت كسانى كه از ما مىبرند نگهدار. تا با وجود بخشش تو به در ديگرى روى نياوريم و با وجود احسان تو از احدى نهراسيم. خدايا پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به نفع ما تدبير فرماى و بر ضرر ما تدبير منماى، و مكر خود را در باره دشمنان ما قرار داده و متوجه ما مساز و ما را پيروزى ده و ديگران را بر ما پيروز مگردان. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از خشم خود نگاهدار و به لطف خود حفظ كن و بسوى خود رهبرى نما و از خود دور مگردان. زيرا هر كه را كه تو نگاه دارى سالم مىماند، و هر كه را كه تو هدايت كنى دانا مىشود و هر كه را تو مقرب سازى غنيمت مىبرد. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از تندى و سختى مصائب روزگار و شر دامهاى شيطان و تلخى قهر سلطان نگاه دار. خدايا همانا كه بىنيازان به فضل قوت تو بىنياز مىشوند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را بىنياز كن، و همانا كه عطا كنندگان از مازاد عطاى تو مىبخشند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و دست عطإ؛ّّ به جانب ما بگشاى. و همانا كه راه يافتگان در پرتو نور ذات تو راه مىيابند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را رهبرى نماى . خدايا هر كه را تو يارى دهى خوار ساختن خوار كنندگان به او زيان نرساند و هر كه را تو عطا كنى امساك ممسكان از او نكاهد. و هر كه را تو هدايت كنى گمراه ساختن گمراه كنندگان از راه نبرد. پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و ما را به قوت خود از شر بندگانت بازدار، و به عطاى خويش از غير خود بىنياز فرماى و در پرتو ارشاد خود به راه حق رهسپار ساز. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و سلامت دلهاى ما را در يادكردن عظمت خود و آسايش بدنهامان را در شكر نعمت خود و چر بز بانيمان را در توصيف عطاى خود قرار ده. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از دعوت كنندگانت كه بسوى تو دلالت مىكنند و از خاصانت كه نزد تو اختصاص يافتهاند قرار ده، اى مهربانترين مهربانان. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 10:16 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
نيايش چهارم
.دعاى آن حضرت است در درود بر پيروان پيامبران و تصديق كنندگان ايشان بارخدايا،به آمرزش و خشنودى خود،آن گروه از مردم روى زمينرا ياد كن كه پيروان پيامبران بودند و ناديده به پيامبريشان گواهى دادند،به هنگامى كه معاندان به دروغشان نسبت مىدادند .آنان در هر زماناز عهد آدم تا محمد صلى الله عليه و آلهـكه پيامبرانى مبعوث داشتى وراهنمايانى برانگيختى كه پيشوايان هدايت بودند و سرداران اهلتقوىـبر آنان به تمامى سلام و درود بادـبه پرتو حقايق ايمان شوقيارى رسولان داشتند. بار خدايا،به آمرزش و خشنودى خود،اصحاب محمد را ياد كن،بويژه آنان كه حق صحبتش نيكو ادا كردند و در نصرتش دليريها نمودندو به يارى او بر خاستند و به ديدار او شتافتند و اجابت دعوتش را بريكديگر پيشى گرفتند.چون حجت رسالت خويش به گوششانرسانيد،پاسخ قبول دادند و از زن و فرزند خويش براى اظهار دعوت اوبريدند و در تثبيت نبوتش با فرزندان و پدران خود پيكار كردند،تا بهوجود او پيروز شدند. بار خدايا،به آمرزش و خشنودى خود،آن كسان را ياد كن كه محبتاو در دل داشتند و در بازار مودت او به تجارتى اميد بستند كه در آن زيان وكساد راه نيابد.و آن كسان را كه چون چنگ در ريسمان ولاى او زدند،خاندان و عشيرت از ايشان بگسست و چون در سايه پيوند او آرميدند،خويشان پيوند از ايشان ببريدند. بار خدايا،آنچه را كه آنان براى تو و در راه تو واگذاشتند فراموشمنماى و به خشنودى خويش خشنودشان فرماى،زيرا كه مردم را براىاعتلاى دين تو گرد آوردند و همراه با رسول تو براى رواج آيين تو خلقرا به سوى تو فرا خواندند.و به سزاى آنكه از شهر و ديار خود و از ميانقوم خويش مهاجرت كردند و امن و راحت خود به عسرت و تنگى بدلكردند،پاداش نيكشان عطا فرماى.و نيز پاداش ده آن گروه ازستمديدگان را كه در راه نصرت دين خود بر شمارشان افزودهاى. بار خدايا،تابعان اصحاب محمد را بهترين پاداش ارزانى دار؛آنانكه به نيكى در پى اصحاب رفتند و مىگويند:«پروردگار ما،ما را وبرادران ما را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز.»#(1) آنها به جانبايشان آهنگ كردند و مقصد و مقصود آنان جستند و به شيوه آنان رفتندو در دلشان شائبه ترديد پديد نيامد تا از راهشان منحرف سازد يا درپيروى آثار ايشان خلل آورد و از اقتدا به فروغ تابناك هدايتشانبازدارد،بلكه همواره پشتيبان و ياور آنان باشند،آيين ايشان را پيروىكنند و به فروغ هدايتشان راه جويند و همرأى و همپيمانشان بوند وآنچه از ايشان بشنوند به دروغ نسبت نكنند. بار خدايا،بر تابعان و زنان و فرزندانشان و هر كه از ايشان مطيعفرمان تو باشد،از امروز تا روز باز پسين درود بفرست؛درودى كه بهبركت آن،ايشان را از نافرمانى خود بازدارى و باغهاى بهشت بهرويشان گشاده گردانى و از كيد شيطانشان نگهدارى. و چون در كارى نيك از تو مدد خواهند،ياريشان كنى و از حوادثروزان و شبانـمگر آنچه خيرشان در آن باشدـحفظ كنى و اميد بهلطف و كرم خويش در دل آنان پديد آورى و چنان كنى كه به آنچه در نزدتوست آزمند گردند و در آنچه ديگر بندگان در دست دارند تهمت رواندارند.تا آنان را چنان بازگردانى كه به سوى تو بگروند و از تو بيمكنند،و به فراخيها و خواستههاى اين جهان زودگذر بىميلشان كنى وشوق عمل براى ثواب آن جهانى و آمادگى براى پس از مرگ را دردلشان اندازى و سختى و تلخكامى روزى را كه جانها از بدنهاشانبيرون مىآيد بر آنها آسان كنى و از حوادث وحشتزاى قيامت و سختىآتش دوزخ و عذاب جاويد آن معاف دارى و به جايگاه امن و آرامش كهپرهيزگاران راست روانه گردانى. پىنوشتها 1.اشاره است به اين آيه: و الذين جاؤا من بعدهم،يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذينسبقونا بالايمان و لا تجعل فى قلوبنا غلا للذين آمنوا،ربنا انك رؤوف رحيم (سوره 59/آيه 10) س از مرگ را دردلشان اندازى و سختى و تلخكامى روزى را كه جانها از بدنهاشانبيرون مىآيد بر آنها آسان كنى و از حوادث وحشتزاى قيامت و سختىآتش دوزخ و عذاب جاويد آن معاف دارى و به جايگاه امن و آرامش كهپرهيزگاران راست روانه گردانى. پىنوشتها 1.اشاره است به اين آيه: و الذين جاؤا من بعدهم،يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذينسبقونا بالايمان و لا تجعل فى قلوبنا غلا للذين آمنوا،ربنا انك رؤوف رحيم (سوره 59/آيه 10) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 14:40 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
|
.از دعاهاى آن حضرت است در درود بر حاملان عرش و هر ملك مقرب ديگر
بار خدايا،درود بفرست بر حاملان عرش خود،فرشتگانى كهدر تسبيح تو سسستى نپذيرند و از تقديس تو ملال نگيرند و از پرستش تودر نمانند و فرمانبردارى تو را آن گونه به جد در ايستند كه چشم بر همزدنى كوتاهى نورزند و از عشق و شيفتگى تو ذرهاى غفلت نكنند. بار خدايا،درود بفرست بر اسرافيل،آن فرشته صاحب صور كهچشم گشوده منتظر فرمان توست،تا در صور خود بدمد و خفتگان گور رابرانگيزاند. بار خدايا،درود بفرست بر ميكائيل،آن فرشتهاى كه در نزد تواشمقامى ارجمند است و در فرمانبردارى تواش مكانتى رفيع. بار خدايا،درود بفرست بر جبرئيل،آن فرشتهاى كه امين وحىتوست و ساكنان آسمانهايت را مطاع است و در آستان تواش مرتبتىعظيم است و خود مقرب درگاه توست. و درود بفرست،بر روح،آن فرشتهاى كه فرمانرواى فرشتگانمأمور بر حجابهاست،و بر روح كه از عالم امر توست. بر آنها درود بفرست و برفرشتگانى كه فروتر از آنهايند:آنان كهساكنان آسمانهاى تواند و امينان رسالتهاى تو.هر چه كوشش كنند،خستگى بر خود نبينند و هر چه تحمل رنج كنند،درماندگى و سستىنپذيرند.خواهشهاى دل از تسبيح تو بازشان ندارد و سهوها و غفلتها ازتعظيم تو رويگردانشان نسازد.از خشوع ديده بر هم نهادهاند و ياراىنگريستن در تو را ندارند. سر فرو داشتهاند و رغبتشان به چيزهايى كه درنزد توست بسيار است. همه آزمنديشان ياد نعيم توست و در برابرعظمت تو و جلال كبرياى تو به تواضع سر به زير افكندهاند.و چون بهلهيب دوزخ تو بنگرند و نهيبش را بر گنهكاران بشنوند،گويند كهپروردگارا منزهى تو،تو را آنچنان كه سزاوار پرستش توستنپرستيدهايم. خداوندا،بر ايشان درود بفرست و بر ملائكه رحمت خويش،و آنانكه مقرب درگاه تواند،و آنها كه حاملان غيب به پيامبران تواند،و آنانكه امينان وحى تواند،و بر فرشتگانى كه خاص خود گردانيدهاى و بهتقديس خود از خوردن و آشاميدنشان بىنياز ساختهاى و در درونطبقات آسمانهايت جاى دادهاى.و درود بفرست بر آن گروه ازفرشتگان كه در اطراف آسمانها ايستادهاند،آن هنگام كه فرمان اتماموعده خداوندى فرا رسد. درود بفرست بر خازنان باران و روان كنندگان ابرها كه چون برابرها بانگ زنند،آواز تندرها به گوش رسد و چون ابرها از آن نهيب بهراه افتند،آذرخشها از درونشان بدرخشد.و بر آن فرشتگان كه دانههاىبرف و تگرگ را از پى مىآيند و با هر قطره باران كه فرو مىشود،فرودمىآيند .و بر آن فرشتگان كه نگهبانان خزاين بادهايند و آنان كهموكلان بر كوههايند تا فرو نريزند و آن فرشتگان كه ميزان و مقدار آبها وپيمانه بارانها را به ايشان آموختهاى. درود بفرست بر آن فرشتگان كه رسولان تو به ساكنان زمينند:يا بلايى ناخوش فرو مىآورند يا آسايشى خوش.و آن سفيران گرانقدرنيكوكار و آن بزرگواران كه نويسنده و نگهدارنده اعمال ما هستند.ودرود بفرست بر فرشته مرگ و يارانش و نكير و منكر و رومان#(1) كهآزماينده ساكنان گورهاست.و آن فرشتگان كه بر گرد بيت المعمور#(2) طواف مىكنند.و بر مالك و خازنان دوزخ و بر رضوان و خادمان بهشت. و بر فرشتگانى كه از فرمان خداى سر بر نمىتابند و هر چه فرمان يابندهمان كنند. درود فرست بر آن فرشتگان كه به ما مىگويند:«سلام بر شما بهخاطر آن همه شكيبايى كه ورزيدهايد.سراى آخرت چه سرايىنيكوست.»#(3) و درود فرست بر فرشتگان زبانى#(4) كه چون فرمانشان رسد كه«بگيريدش و در زنجيرش كشيد و به دوزخش در افكنيد»#(5) ،بىدرنگ وبىآنكه مهلتش دهند،او را فروگيرند. و درود فرست بر فرشتگانى كه نام آنها در وهم ما نگنجيد و مقام ومرتبت آنها را در نزد تو ندانستيم و ندانستيم به چه كارى مأمورند. و درود بفرست بر فرشتگان ساكن هوا و زمين و آب و آنها كه برآفريدگان گماشتهاند. بار خدايا،بر آنان درود بفرست در روزى كه هر كس آيد با اوفرشتهاى است كه مىراندش و فرشتهاى است كه بر اعمال او گواهى مىدهد. بار خدايا،بر آنان درود بفرست،آن سان درودى كه بر كرامت وپاكيشان،كرامت و پاكى ديگر افزايد. بار خدايا،در آن هنگام كه بر فرشتگان و رسولانت درود مىفرستىو درود ما نيز به آنان مىرسانى،به آنكه زبان ما به ثناى ايشان گشادهاىبر ما نيز رحمت فرست.انك جواد كريم . پىنوشتها 1.رومان نام ملكى است كه پيش از نكير و منكر به قبر مىآيد و سخن مىپرسد 2.بيت المعمور:خانه آبادان.خانهاى است در آسمان ششم برابر كعبه كه مطاففرشتگان است . 3.اشاره است به اين آيه: سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار. (سوره 13/آيه 24) 4.زبانيها فرشتگان عذابند. 5.اشاره به آيههاى «خذوه فغلوه ثم الجحيم صلوه.» (سوره 69/آيههاى 30 و 31) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 14:23 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||
|
|
|
|
|
. چون به دعا آغاز مىكرد نخست خداى عز و جل را با چنين عبارتهاى حمد و ثنا مىگفت
حمد و سپاس خداى را،آن نخستين بى پيشين را و آن آخرين بى پسين را،خداوندى را كه ديده بينايان از ديدارش قاصر آيد و انديشه واصفان از نعت او فروماند.آفريدگان را به قدرت خود ابداع كرد و به مقتضاى مشيت خويش جامه هستى پوشيد و به همان راه كه ارادت او بود روان داشت و رهسپار طريق محبت خويش گردانيد. چون ايشان را به پيش راند،كس را ياراى واپس گراييدن نبود،و چون واپس دارد،كس را ياراى پيش تاختن نباشد. هر زنده جانى را از رزق مقسوم خويش توشهاى معلوم نهاد؛آن سان كه كس نتواند از آن كه افزونش داده،اندكى بكاهد و بر آن كه اندكش عنايت كرده،چيزى بيفزايد. سپس هر يك از آدميان را عمرى معين مقرر كرد و مدتى محدود كه با گامهاى روزها و سالهايش مىپيمايد،تا آنگاه كه به سر آردش؛آن سان كه چون آخرين گامها را بر دارد و پيمانه عمرش لبريز شود،او را فرو گيرد:يا به ثواب فراوانش بنوازد،يا به ورطه عقابى خوفناكش اندازد،تا بدكاران را به كيفر عمل خويش برساند و نيكوكاران را به پاداش كردار نيك خويش و اين خود عين عدالت اوست. منزه و پاك است نامهاى او و ناگسستنى است نعمتهاى او.كس را نرسد كه او را در برابر اعمالش باز خواست كند و اوست كه همگان را به باز خواست كشد.#(1) حمد و سپاس خداوندى را كه اگر معرفت حمد خويش را از بندگان خود دريغ مىداشت،در برابر آن همه نعمتها كه از پس يكديگر بر آنان فرو مىفرستاد،آن نعمتها به كار مىداشتند و لب به سپاسش نمىگشادند،به رزق او فراخ روزى مىجستند و شكرش نمىگفتند.و اگر چنين مىبودند از دايره انسانيت برون مىافتادند و در زمره چارپايان در مىآمدند.چنان مىشدند كه خداى تعالى در محكم تنزيل خود گفته است:«چون چارپايانند،بل از چارپايان هم گمراهتر.»#(2) حمد و سپاس خداوندى را كه خود را به ما شناسانيد و شيوه سپاسگزارىاش را به ما الهام كرد و ابواب علم ربوبيت خويش را به روى ما بگشاد و ما را به اخلاص در توحيد او راه نمود و از الحاد و ترديد در امر وى به دور داشت.او را سپاس گوييم،چنان سپاسى كه چون در ميان سپاسگزارانش زيستن گيريم،همواره با ما باشد و به يارى آن از همه آنان كه خواستار خشنودى و بخشايش او هستند گوى سبقت بربايم.آن چنان سپاسى كه تابشش تاريكى وحشت افزاى گور بر ما روشن گرداند و راه رستاخير براى ما هموار سازد و در آن روز كه هر كس به جزاى عمل خويش رسد و بر كس ستم نرود و هيچ دوستى از دوست خويش دفع مضرت نتواند و كس به كس يارى نرساند،چون در موقف بازخواست ايستيم،منزلت ما برافرازد و بر مرتبت ما بيفزايد . حمد و سپاسى آنچنان كه نوشته در نامه عمل ما به اعلى عليين فرا رود و فرشتگان مقرب بر آن گواهى دهند. حمد و سپاسى آنچنان كه در آن روز كه ديدگان را پرده حيرت فرو گيرد،ديدگان ما بدان روشنى گيرد و در آن روز كه گروهى سيهروى شوند،ما سپيدروى گرديم. حمد و سپاسى آنچنان كه ما را از آتش دردناك خداوندى برهاند و در جوار كرمش بنشاند. حمد و سپاسى آنچنان كه ما را با فرشتگان مقرب او همنشين سازد و در آن سراى جاويد كه جايگاه كرامت هميشگى اوست با پيامبران مرسل همدوش گرداند. حمد خداوندى را كه سيرتها و صورتهاى پسنديده را براى ما برگزيد و روزيهاى خوش و نيكو را به ما ارزانى داشت.خداوندى كه ما را آن گونه برترى داد كه بر همه آفريدگان سلطه يابيم،چندان كه به قدرت او هر آفريده فرمانبردار ماست و به عزت او در ربقه طاعت ما. سپاس خداوندى را كه جز به خود،در نياز را به روى ما فرو بست. چگونه از حمد او بر آييم؟كى سپاسش توانيم گفت؟نمىتوانيم،كى توانيم؟ حمد خداوندى را كه در پيكر ما ابزارهايى نهاد كه توان بست و گشادمان باشد و به نعمت روح،زندگيمان عنايت فرمود و اندامهايى داد كه به نيروى آنها كارها توانيم ساخت و ما را از هر چه خوش و گوارنده است روزى داد و به فضل خويش بىنياز گردانيد و به من و كرم خود سرمايه بخشيد.و تا فرمانبردارى و سپاسگزاريمان بيازمايد،به كارهايى فرمان داد و از كارهايى نهى فرمود.چون از فرمانش سر برتافتيم و بر مركب عصيان برنشستيم،به عقوبت ما نشتافت و در انتقام از ما تعجيل روا نداشت،بلكه به رحمت و كرامت خويش ما را زمان داد و به رأفت و حلم خود مهلت عطا فرمود،باشد كه بازگرديم. حمد و سپاس خداوندى را كه ما را به توبه راه نمود.و اگر پرتو فضل او نبود،هرگز بدان راه نمىيافتيم.و اگر از فضل او تنها به همين يك نعمت بسنده مىكرديم،بازهم دهش او به ما نيكو و احسان او در حق ما جليل و فضل و كرمش بس كرامند مىبود،كه روش او در قبول توبه پيشينيان نه چنين بود.ما را از هر چه فراتر از تاب و توانمان بود معاف داشت و جز به اندازه توانمان تكليف نفرمود و جز به اعمال سهل و آسانمان وا نداشت،تا هيچ يك از ما را عذرى و حجتى نماند. هر كه از ما سر از فرمانش برتابد،كارش به شقاوت كشد و آن كه به درگاه او روى كند،تاج سعادت بر سر نهد. حمد و سپاس خداى را،بدان سان كه مقربترين فرشتگانش و گرامىترين آفريدگانش و ستودهترين ستايندگانش مىستايند. حمدى برتر از هر حمد ديگر،آن سان كه پروردگار ما از همه آفريدگان خود برتر است. حمد باد او را به جاى هر نعمتى كه بر ما و بر ديگر بندگان در گذشته و زنده خود دارد،به شمار همه چيزها كه در علم بىانتهاى او گنجد و چند برابر نعمتهايش،حمدى بىآغاز و بىانجام و تا روز رستاخيز،حمدى كه حدى و مرزى نشناسد و حسابش به شمار در نيايد و پايانش نبود و زمانش در نگسلد.حمدى كه ما را به فرمانبردارى و بخشايش او رساند و خشنودىاش را سبب گردد و آمرزش او را وسيله باشد و راهى بود به بهشت او پناهگاهى بود از عذاب او و آسايشى بود از خشم او و ياورى بود بر طاعت او و مانعى بود از معصيت او و مددى بود بر اداى حق و تكاليف او.حمدى كه ما را در ميان دوستان سعادتمندش كامروا كند و به زمره آنان كه به شمشير دشمنانش به فوز شهادت رسيدهاند درآورد.انه ولى حميد. پىنوشتها 1.اشاره است به اين آيه: «لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون (سوره 21/آيه 23) .2 ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا (سوره 25/آيه 44) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 16:42 توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-
|
|
||