تمام کارها و مقدماتی که انسان انجام می‌دهد در نهایت یک چیز را می‌سازد و آن دل است. همان‌طور که در نظام مادی شاخص‌هایی وجود دارد که افراد بدانند چه‌قدر موفقیت کسب کرده‌اند، در نظام انسانی هم شاخصه‌هایی وجود دارد که در آن‌ها انسان می‌فهمد که چه‌قدر انسان زندگی کرده و چه‌قدر حقیقتاً خوشبختی دارد و چه‌قدر برای آخرت و ابدیتش آماده است. در شاخصه‌های مادی افراد وقتی خودشان یا دیگران را می‌سنجند با شاخصه‌هایی از قبیل ازدواج، داشتن فرزندان، شغل و تحصیلات همسر و فرزندان، شغل و تحصیلات خودش، وضعیت مسکن می‌سنجند. اما معیار سنجش انسانی فرق می‌کند.
پیامبر صلوات الله علیه می‌فرمایند: بعضی از امت من به صورت ده حیوان محشور می‌شوند به خاطر این است که در دنیا به صورت آن حیوان زندگی کرده‌اند.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «الصورت صورت الانسان و القلب قلب حیوان»؛ صورتش به صورت انسان است برای همین به او بشر می‌گویند. بشر یعنی ظاهر و پوست. اما باطنش یک حیوان خطرناک یا زشت است.
شاخصه یک انسان داشتن قلب سالم است.
خداوند، عالم را با ساختار ریاضی و علمی خلق کرده است.
«الظاهر عنوان باطن»؛ ظاهر نشان دهنده باطن است. خود انسان باطن خودش را می‌شناسد. روح‌ها همدیگر را خوب می‌شناسد. «الارواح جنود مجند»؛ سنخ‌ها و شباهت‌ها همدیگر را پیدا می‌کنند. یک جایی این خروجی‌ها ظهور پیدا می‌کند.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند؛ «ما اضمر احد شیئ الا ظهر فی صفحات وجهه او فلتات لسانه»؛ هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ چیز را مخفی کند مگر این‌که در صفحات صورتش ظاهر می‌شود. رنگ رخساره خبر می‌دهد از سرّ درون. آن‌چه در باطن انسان هست حتی روی نوع لباسی که می‌پوشید مشخص می‌شود یا در لغزش‌های زبانی خودش را نشان می‌دهد.
قرآن می‌فرماید: انسان گاهی به خودش هم دروغ می‌گوید و دروغ‌هایش را هم باور می‌کند. برای این‌که از دست دروغ‌هایمان نجات پیدا کنیم باید به خروجی‌هایمان نگاه کنیم. از نوع خواب‌ها و خیال‌هایتان کاملاً می‌توانید بفهمید که با چه چیزهایی سنخیت دارید. یکی از صحنه‌هایی که شخص می‌تواند دارایی‌های خودش را بفهمد، نوع خروجی‌های انسان است. در آینه نماز می‌تواند بفهمد با دلش چه کار کرده است. چون در مقابل معشوق خودش قرار گرفته است. خداوند همه چیز را یکجا دارد (زیبایی مطلق، کمال مطلق، علم مطلق و....) معلوم می‌شود که چه‌قدر دلدادگی دارد. جلوه‌ها و آیات خدا دل ما را می‌برد یا نه؟ هوس خدا و امام زمان7را داریم یا نه؟ می‌فهمیم این شخص چه‌قدر آدم است؟
+ نوشته شده در  92/02/16ساعت 15:46  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

                                       بنام خدا

 

«الله» تنها بی‌نهایت عالم حقیقی دلمان است. در بخش فوق عقلانی ما چون بی‌نهایت‌طلب هستیم، باید به بی‌نهایت دست پیدا کنیم. وقتی که جز با بی‌نهایت ارضا نمی‌شوی، اگر دلت را با غیر بی‌نهایت پیوند دهی یعنی از نظر شخصیتی انحراف پیدا کردی. یعنی بخش فوق عقلانی تو ناپاکی پیدا کرده است. بی‌نهایت را می‌خواهد اما در معشوق‌های قلابی دنبال آن می‌گردد. یعنی در مصادیقی که بی‌نهایت نیست. امام; می‌فرمایند: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، ولی در معشوق‌های قلابی دنبال بی‌نهایت می‌گردد و دچار انحراف شده است.
خدایا شهوت مرا در خودت قرار بده. یعنی دل و دلبر باهم سازگاری دارند.
هر چیزی غیر از خدا محدود است. وقتی بخش بی‌نهایت‌طلب داریم این بخش فقط با بی‌نهایت ارضا می‌شود. با یک آدم ارضا نمی‌شود حتی با امام زمان علیه السلام . چون حضرت فقط یک وسیله است و ما را به معشوق اصلی هدایت می‌کند. ما فقط یک معشوق و دلبر حقیقی داریم.
«الله» ذات بی‌نهایت است یعنی کمال بی‌نهایت و مطلق. ناپاکی فوق عقلانی یعنی اگر بی‌نهایت کمال را نخواهید مریض هستید. کسی که با خدا رابطه‌اش خوب نیست یعنی عاشق خدا نیست و دلش برای خدا تنگ نمی‌شود، اگر خروجی آدم قلب سالم نیست، یعنی انحراف پیدا کرده است.
در مسیر حرکت از دنیا به ابدیت فقط قلب سلیم به درد می‌خورد که به فرمایش امام صادق7؛ سلیم یعنی دلی که وقتی به ملاقات خدا می‌رود جز خدا چیز دیگری نمی‌خواهد عشق خالص بدون شرط.
حضرت موسی علیه السلام وقتی 40 شب در کوه طور بود اصلاً غذا نخورد برای این‌که بخش حسی‌اش اصلاً در آن‌جا فعال نبود.
ما امام زمان را برای حل مشکلات خودمان می‌خواهیم. ما یک رابطه انگلی با معصومین:داریم.
قیمت آدم‌ها به نوع هوس‌هایشان است. نوع خواب‌های آدم‌ خروجی‌های آدم‌ها هستند.

+ نوشته شده در  91/12/05ساعت 15:44  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
  

                         بسم الله الرحمن الرحیم

              وقتی قلب پاک است چشم هم پاک است. چشم یک خروجی ابزار است فرمان را از دل می‌گیرد. کسی که می‌خواهد مشکل چشمش را حل کند باید قلب را پاک کند. باید مواظب باشیم و حق نداریم همدیگر را کنترل کنیم یا فضولی در کار همدیگر کنیم. اگر لازم باشد حتماً به ما می‌گویند که چه کسی بود و چه کار داشت؟ چشم متجاوز فقط این نیست که به نامحرم نگاه نکنیم. اگر متجاوزانه باشد، یعنی قلبش ناپاک است که چشمش ناپاک شده است.
«الظاهر عنوان الباطن»؛ ما باید هم با ظاهر مبارزه کنیم هم با باطن. ما جاهایی با ظاهر مبارزه می‌کنیم که دارد روی باطن سرریز می‌کند. مثل سرطان که با سلول‌های سرطانی مبارزه می‌کنیم اما باید با خروجی‌ها هم مبارزه کنیم.
مرگ سبز؛ مبارزه با لباس. یعنی اهل تجملات نباشد. لباس نباید شخصیت مرا تحت تأثیر قرار ندهد.
کسی که عادت دارد دیگران را مورد تهاجم چشمی قرار دهد. یا همیشه بداخلاق است. خروجی که این شخص دارد خروجی بدنی است یعنی یک وضعیت ناپاکی بدنی است که در چهره ظاهر می‌شود.
مراحل نفس؛ حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل
در ناپاکی‌های حسی شخص در ظاهر مشکل دارد.
در ناپاکی‌های خیالی و وهمی، شخص دوست دارد که دیگران از او تعریف کنند. از نظر ذهنی وابسته است که همیشه مورد تأیید قرار بگیرد. یک شخصیت ضعیف و وابسته دارد و اعتماد به نفس ندارد.
تجاوزات عقلی هم داریم. عقل به معنای ادراک کلیات را می‌گوییم. مثلاً شخصی بمب شیمیایی درست می‌کند. داروهای بد اختراع می‌کند. این‌ها برای قلب ناپاک و خروجی‌های ناپاک است.
فوق عقلانی؛ اگر کشش‌های بی‌نهایت ما به سمت معشوق اصلی جهت پیدا کر.د طبق قاعده «لا اله الا الله» یعنی هیچ دلبری شایسته دل تو نیست. قیمت دل تو کم‌تر از خدا نیست. یعنی اگر دلت را متوجه غیر از الله کنی، مفت فروشی کرده‌ای و دلت آلوده می‌شود.

+ نوشته شده در  91/10/16ساعت 15:44  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

                             بسم  الله الرحمن الرحیم

حقیقت انسان دل اوست. قیمت یک آدم به قیمت دل اوست. بقیه فعالیت‌ها و ثروت‌ها مقدمه‌ای هستند که دل را بسازند.
نبی اکرم صلوات الله علیه فرمودند: اذا تاب قلب المرء تاب جسده و اذا خبث القلب خبث الجسد؛ اگر هرگاه دل انسان پاک باشد، بدن او نیز پاک می‌شود و هرگاه دلش ناپاک باشد بدن او نیز ناپاک است.
«القلب ملک و له جنود ...»؛ قلب پادشاهی است و برای او سپاهیانی است هرگاه پادشاه شایسته باشد سپاهیانش شایسته باشند و هرگاه پادشاه فاسد شود، سپاهیانش نیز فاسد شوند.
در بحث انسان‌شناسی قاعده‌ای داشتیم؛ «الظاهر عنوان الباطن» عنوان یعنی نماینده یا نشان دهنده. کمک می‌کند هم خودمان را خوب بشناسیم هم دیگران را و کمک می‌کند خودمان و دیگران را درمان کنیم. چون انسان سر راه خودش این مسائل را دارد. ما باید مسیر درمان را طی کنیم.
یکی از بزرگان می‌فرمودند: انسان وقتی به لجاجت بیفتد اگر خدا هم با او صحبت کند، انسان لج می‌کند.
ملِک یعنی پادشاه. ملَک یعنی فرشته
انسان یک قلب دارد که همان دل اوست که از آن خروجی‌هایی ظاهر می‌شود. اگر قلب سالم باشد بقیه اعضاء هم سالم هستند. دل ما هم همین‌طور است.
روحی که از حق تعالی در وجود بچه تعلق می‌گیرد در حقیقت به یک زمینه‌ای که قبلاً برایش ساخته‌اید تعلق می‌گیرد.
محیط از وراثت قوی‌تر است.
گاهی اوقات، خروجی‌های ما حسادت، اضطراب، زودرنجی و حساسیت و غصه و... است.
وقتی خروجی‌های مختلف را با اندازه‌های مختلف در خودمان و دیگران می‌بینیم نشان‌دهنده این است که ورودی‌ها و باطن‌های متناسب با این ورودی‌ها چه‌قدر و چه چیزهایی هستند. مثل آزمایش خون که درجه شدت و ضعف و اندازه چربی خون را نشان می‌دهد.
اگر از یک نفر خروجی داریم نباید برویم با او درگیر شویم. برای این‌که ظهور است گاهی مبارزه با ظاهر لازم است ولی محدود است.

+ نوشته شده در  91/09/16ساعت 15:43  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

بنام خداوند منان

اول باید فرمول و مقررات را بشناسیم. تک‌تک ما در مسیر حرکت به سمت آخرت دانشجو هستیم. باید فرمول‌ها را بشناسیم و خودمان را تسلیم فرمول‌ها کنیم و خودمان را به فرمول‌ها بسپاریم تا آن اتفاقی که باید بیفتد، بیفتد. بیشترین چیزی که در اسلام تأکید شده شناخت و معرفت است. فرمول‌های نظام ابدی و نظام انسانی باید شناخت شود. من کی‌ام که قرار است به بلندای ابدیت کنار خدا زندگی کنم. من آن‌قدر مهم هستم که خداوند می‌فرماید: تمام عالم را به خاطر تو و برای تو مهیا کردم. «هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا»؛ هرچه در آسمان‌ها و زمین است بر اساس ساختار شخصیتی انسان طراحی شده است. ما که قرار نیست در دنیا زندگی کنیم و هرکداممان تا چند ساعت دیگر ارتباط خودمان را با دنیا قطع می‌کنیم و به آخرت. ما خیلی وقت‌های تلف شده داریم. حواسمان نیست برای چه آفریده شدیم؟ چسبیدیم به دنیا و خواسته‌ها و آرزوهایمان همه کودکانه است. اصلاً برای شدن جدی نیستیم.
جنینی که ناقص متولد می‌شود به خاطر این است که وقتی را که باید صرف خودسازی می‌کرد از دست داده و تلف کرده است.
زمین یعنی جایی که میلیون‌ها دانشمند از اول آفرینش دارند کار می‌کنند ولی تا الان هنوز نتوانسته‌اند حتی یک مولکول یا اتم را به‌طور کامل بشناسند.
خدا می‌خواهد ثابت کند که من اگر بخواهم می‌توانم پست‌ترین و بدبوترین ماده را تبدیل به یک خلیفه الله کنم به شرطی که وقتی سلول تخم تشکیل شد در رحم حتماً در جایی که خدا تعیین کرده قرار بگیرد «قرار مکین»
ما خودمان را خیلی دست کم گرفته‌ایم، خداوند آن‌قدر برای ما ارزش قائل است که به فرشته‌ها امر کرده تک‌تک نعمت‌ها را برای ما به بهترین وجه طراحی کنند. خدا را هم نشناخته‌ایم، خدا یعنی معشوق، یعنی دلبر.
قلب یک موجود بسیار بسیار لطیف. خداوند موجودی لطیف‌تر از قلب خلق نکرده است. آن‌قدر لطیف است که با یک رنگ جابه‌جا می‌شود.
قلب آن‌قدر حساس است که حتی گاهی وقت‌ها نباید قرآن بخوانید یا ذکر خدا را بگویید. چون وقتش نیست و برایش ضرر دارد. فعلاً متوقفش کنید. مغز نیست، اما سخت‌ترین عضو برای کسب تخصص پزشکی، متخصص قلب است.
ما چون اختیار داریم به خودمان سپرده شده است که قرار مکینش را پیدا کنیم. اگر بی‌سلیقگی کنیم و در جای مناسب قرار ندهیم معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد! اگر قرار مکین را پیدا کنیم و مقررات را بشناسیم روی خودسازی کار کنیم. ما چون خودمان را نمی‌شناسیم یک رفیقی را پیدا می‌کنیم که اصلاً استقرار شخصیتی برای ما نمی‌آورد. با جان کندن پول درمی‌آورند و باز هم خرج استرس و اضطراب می‌کنند.



+ نوشته شده در  91/06/03ساعت 15:41  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

                       تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

در تربیت اسلامی که تنها تربیت تخصصی است، آدم ها نفسشان را به خدا و فرشته‌ها می‌سپارند تا تحت قوانین آن‌ها موجودی شبیه خدا شود (همان‌طور که اسپرم خودش را به فرشته‌ها و خدا سپُرد البته در آن زمان اختیار نداشت) تا یک موجودی شود که در اوج خوشبختی و سلطنت پیش خدا با رفاقت، عشق و دوستی خدا زندگی کند. چون دنیا دنیای اختیار است می‌گوید: تو باید خودت بخواهی که تحت اختیار خدا قرار بگیری. قوانین را فرستادیم، پیامبر، علما و قرآن را می‌فرستیم، دوست داری فرمول‌ها را استخراج کن و راه را انتخاب کن. «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» هیچ اجباری در کار نیست.
اگر برنامه‌ریزی‌ات بر اساس دستورالعمل‌های خدا باشد، خوشبخت می‌شوی. اگر خودت برای خودت برنامه‌ریزی کنی، هر بلایی سرت بیاید لایقش هستی. چون عقل و شعور و فهم داشتید.
آدم عاقل سطح اختیارات و هوسبازی‌های خودشان را کم کردند وقتی اساتید را شناختند دائماً خودشان را به برنامه‌های اساتید سپردند دستورالعمل‌های آن‌ها را کار کردند. آن قدر قدرت پیدا کردند که هواپیما، کامپیوتر، تلفن همراه و... می سازند.
در حرکت ما به سمت ابدیت و آخرت باشعورترین آدم‌ها مسلمان‌ترین آن‌هاست. «الاسلام هوالتسلیم» اسلام همان تسلیم شدن است تسلیمی که از روی عقلانیت و شعور است. فرق دانشمندان در میزان شناخت عالم و شناخت فیزیک عالم است. اول باید فرمول‌های آخرت را یاد بگیرید.
پیامبر صلوات الله علیه فرمودند: طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. دانشمندان زحمت کشیدند فرمول‌ها را شناختند و منشأ اختراعات و اکتشافات و منشأ خدمات و سازندگی‌ها شدند. شما قرار است شبیه خدا شوید و تا خدا خدایی می‌کند می‌خواهید کنار خدا در بهشت زندگی کنید آن هم نه بهشتی کوچک به اندازه کره زمین هم نه. فرمودند: تنگ‌ترین جا در بهشت مال آدمی است که می‌تواند همه بهشتیان را مهمان خانه خودش کند.
سوره آل عمران؛ سرعت بگیرید به سمت مغفرت پروردگارتان و بهشتی که به اندازه همه آسمان ها و زمین است.

+ نوشته شده در  91/03/06ساعت 15:39  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
                      

                     میلاد با سعادت بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها بر همه

                                                  مبارک باد .

 

 

در حرکت به سمت ابدیت، ما نیاز به خودشناسی داریم، باید خودی را بشناسیم که با آن هم در دنیا شاد و آرام باشیم و هم در آخرت. آن‌چه که از ما جاودانه به آن طرف منتقل می‌شود قلب است. اگر از هر یک از جهنمیان یا بهشتیان بپرسید که دوست دارید به دنیا برگردید یا نه؟ جوابشان مثبت است و اگر دلیلش را بپرسید جواب می‌دهند اگر برگردیم روی قلبمان کار می‌کنیم. سازندگی قلبی تحصیل می‌کنیم که با خودمان ببریم.
آ
ن چه که قرار است ما در دنیا و آخرت با آن خوشبخت شویم در فارسی «دل» نام دارد. «قلب» ویژه‌تر و خاص‌تر است. ذهن و عقل و قلب، روح را می‌سازند ولی قلب، مرکز شخصیت انسان است.
نبی اکرم صلوات الله علیه فرمودند: «انما سمی القلب من تقلبه...»؛ قلب از آن جهت قلب نامیده شده چون تقلب دارد. یعنی دگرگونی دارد. مقلب یعنی دگرگون کننده. «... انما مثل القلب مثل ریشه بالفلات...»؛ مَثَل دل مَثَل یک پری است که در یک صحرایی قرار دارد. این دل که در دشتی به پایین درختی بسته شده، باد آن را زیر و رو می‌کند.
ما یک شخصیتی داریم که دگرگونی زیاد دارد. جنین وقتی می‌خواهد تشکیل شود، موجودی است بسیار ضعیف که کوچک‌ترین صدمه‌ای می‌تواند آن را از بین ببرد. قرآن می‌فرماید: وقتی نطفه را در قرارگاه مکین قرار می‌دهیم کم‌کم در اوج ضعفش شروع به تکثیر شدن می‌کند. اصلاً آدم باور نمی‌کند که این آبِ پست تبدیل به یک انسان محکم و قوی می‌شود و قرار است تا مقام خلیفه‌اللهی جلو می‌رود. چون تحت تربیت «ربّ العالمین» خودش را به فرمول‌های خاصی می‌سپارد و یک انسان می‌شود. روی یک قطره آب این همه صورتگری انجام می‌شود.
نفس ما هم وقتی به‌وجود می‌آید، حالت گیاهی دارد. در حد جذب غذا، احساس و ... اما وقتی با این ضعف تحت تربیت خدا قرار می‌گیرد می‌تواند شبیه‌ترین موجود به خدا شود. دوست ویژه خدا می‌شود. موجودی می‌شود که فقط بهشت این یک نفر به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است.

+ نوشته شده در  91/02/20ساعت 15:39  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
در چشم و هم‌چشمی‌ها اگر دقت کنیم که اگر این مسئله حل شود چیزی عوض نمی‌شود و بود و نبود آن هم فرقی ندارد، خیلی از مشکلات حل خواهد شد.
سیرک به این دلیل جالب است که می‌بینید اگر یک برخورد مناسب با یک حیوان وحشی داشته باشید می‌توانید از او توقع برخوردهای معقول داشته باشید. می‌شود یک حیوان وحشی را تربیت کرد. فکر، بخش حیوانی ما که وحشی است را رام می‌کند. وقتی رام شود می‌بینید چه اتفاقات قشنگی دارد اتفاق می‌افتد. یک دانش‌آموز دست از بازگوشی‌هایش برداشته و ذهن وحشی‌اش را متمرکز کرده تا به یک جایی برسد. همه این‌ها به برکت تمرکز و انتقال اطلاعات منظم پیش می‌آید. قرن‌های پیش کسی تصور نمی‌کرد که بشود به کره ماه راه پیدا کرد یا با هواپیما امکان پرواز داشته باشد و امکانات جدید را باور نمی‌کرد. فکر باعث می‌شود که تمام قوایی که شما مهار کردید متمرکز کنید.
بدترین نوع حجاب که ذهن را کور می‌کند، عادت است. بزرگ‌ترین آفت فکر، عادت است. عادت نمی‌گذارد که شما واقعیت را آن‌طور که هست ببینید. اگر کسی نتواند حجاب عادت را کنار بگذارد، هیچ وقت رشد انسانی پیدا نمی‌کند باید بتوانید نگاه عادی را کنار بگذارید. باید به عالم برزخ که چند سال دیگر در آن موقعیت قرار می‌گیریم فکر کنیم. جایی که میلیاردها برابر زیباتر و بهتر از این‌جاست. فقط در مورد مرگ فکرهای بد می‌کنیم. من قرار است به آغوش حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علیه السلام که مادر و پدر حقیقی و اصل و ریشه حقیقی ما هستند برگردم آن‌ها که ما را خیلی بیشتر از پدر و مادر حقیقی خودمان دوست دارند. از چه چیز باید بترسم؟ نگرانی پدر و مادر در دنیا این است که فرزندشان سالم متولد شود. «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم»؛ اصل تولد خیلی قشنگ است باید سالم متولد شویم تا پیش پدر و مادر حقیقی‌مان شرمنده نشویم. باید از این مسئله بترسیم. اگر ترس و دلشوره‌ای هست برای بد رفتن است وگرنه اصل رفتن که خیلی زیباست. فکر باعث می‌شود که نوع انتخاب‌ها و ارتباطات من تغییر کند. ما اصلاً برای ملحق شدن به خانواده‌ آسمانی‌مان هیچ‌کدام از برنامه‌هایمان را تغییر نمی‌دهیم. ما اصلاً تصمیم نگرفته‌ایم که به ایشان ملحق شویم وگرنه خیلی از انتخاب‌ها و ارتباطاتمان رنگ دیگری پیدا می‌کرد. ما با توجه به تعلق به خانواده ابدیمان تصمیم نمی‌گیریم. تصمیم بگیریم که ملحق به امام زمان علیه السلام شویم و با ایشان زندگی کنیم. خیلی از ما حضرت را از خانه‌هایمان بیرون کرده‌ایم. اگر حس پدر و فرزندی پیدا کنیم نسبت به حضرت خیلی نگاه‌ها تغییر می‌کند. 1172 سال است که پدر ما آواره و طرد شده است. شب اول قبر اولین سؤالی که از ما می‌پرسند در رابطه با امام زمان علیه السلام است. درمورد امام حسین علیه السلام از ما نمی‌پرسند. نقش ما در این آوارگی حضرت چه بوده است؟ ندای «هل من ناصر ینصرنی» حضرت را شنیدیم و چه کردیم؟ ما خیلی بی‌غیرت و بی‌عاطفه هستیم خیلی راحت بدون امام زمان علیه السلام زندگی می‌کنیم. باید فکر کنیم، دست به دست هم دهیم و هرکاری از دستمان برمی‌آید برای حضرت انجام دهیم.
پیامبر صلوات الله علیه فرمودند: اگر کسی صبح از خواب بیدار شود و دغدغه مسلمانان را نداشته باشد، مسلمان نیست.
+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16:28  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

شهادت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد

 

در داستان شاه و طوطی، طوطی رنگ آسمانی را از دست داده بود و رنگ زمینی پیدا کرده بود. یک زن یا یک مرد با تشکیل خانواده، تعلق به خانواده جدید پیدا می‌کنند. حتی توصیه می‌شود که وقتی می‌خواهید یک مرد را انتخاب کنید ببینید چه‌قدر به پدر و مادرش خدمت می‌کند. حالا توجه کنید که ما یک زمان مال خدا بودیم به زمین آمدیم و حال که می‌خواهیم برگردیم همه چیز یادمان رفته است. وقتی می‌گویند؛ خدا، معاد، بازگشت، من همه چیز را با حیثیت جنسی و بدنی می‌بینم حواسم نیست که من نه زن هستم نه مرد. «انا لله»؛ یعنی ما مال خدا هستیم. ما قرار است که همیشه با خانواده آسمانی‌مان باشیم. متأسفانه تعلق ما به زمین و به خانواده زمینی‌مان بیشتر است. وقتی می‌گوییم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها مادرت است فقط یک خانم مقدس به نظرم نیاید که دختر پیامبر9 و همسر امیرالمؤمنین علیه السلام است، باید این‌طور نگاه کنم که من فرزند این خانم هستم، می‌توانم به ایشان تکیه کنم و روی ایشان حساب کنم. این نگاه یک آدم مؤمن است. آدم مریض نمی‌تواند این‌گونه فکر کند. در مرض روح، جلوی ادراک آدم بسته می‌شود. وقتی فکر کنم یادم می‌آید که قبل از این‌که به زمین بیایم با یک کسی دیگر بودم و خیلی چیزها شفاف می‌شود برای همین از هر عبادتی ارزشش بیشتر است. در فکر، شدن وجود دارد ولی در عبادت «لعل» است شاید بشود شاید نشود. «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»؛ در فکر قطعاً آدم می‌شود، تصمیم می‌گیرد، قدرتمند می‌شود و عمل می‌کند.
«تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه»؛ کمی فکر، بهتر از عبادت 70 سال است. تأثیر عبادت 70 سال را می‌گذارد. وقتی فکر می‌کنید، ادامه دهید. اگر نمی‌توانی خودت را در شرایطی قرار بده که حتماً مجبور شوی فکر کنی. هیچ چیز از نظر تأثیر بالاتر از فکر نیست.
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند؛ «اوصیکم بتقوی الله و ادامه التفکر»؛ من شما را به اندیشیدن مدام سفارش می‌کنم. اگر کسی چنین گوهری را به‌دست بیاورد و شجاعت این را داشته باشد که در روز فکر کند به اطرافیان و خودش از نظر جسمی و روحی برسد و بعد بنشیند و فکر کند می‌بیند که چه‌قدر نتایج خوبی دست می‌دهد. انسان اول از موقعیت‌های کوچک استفاده کند بعد موقعیت‌های بالاتر. همیشه وقتی فکر می‌کنید هر نتیجه‌ای که می‌گیرید بنویسید. می‌فهمید که بدون مطالعه و استاد به نتایج خوبی می‌رسید. «لا علم کالتفکر»؛ بالاترین علم فکر کردن است. 99 درصد افرادی که می‌خواهند طلاق بگیرند فکر نمی‌کنند که دارند یک زندگی را از هم می‌پاشند. اگر یک فهرستی از معایب و محاسن همدیگر را بنویسند همیشه فهرست کمالات و خوبی‌ها بیشتر از بدی‌ها بوده است. فکر، جلوی تصمیمات اشتباه و عجله کردن‌ها را می‌گیرد. تازه می‌فهمند که خودشان مشکل داشتند. پیامبر علیه السلام فرمودند؛ شما همیشه درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید ولی یک خار را در چشم دیگران می‌بینید. در روایت داریم؛ سخت‌ترین مرحله اخلاق، انصاف است. هرچه برای خودت می‌خواهی برای بقیه هم بخواه. شما هروقت برخورد شخصی با کسی دارید بهتر این است که خودتان را جای طرف مقابل بگذارید.
پس فکر هم در حرکت ما به سمت اصل و ریشه‌مان و مسائل ماوراء طبیعی کمک می‌کند، هم در تنظیم روابط خودمان و با دیگران، هم این‌که به یک شناخت دقیقی از خودمان می‌رسیم و هم یک ارزیابی درستی از خودمان پیدا می‌کنیم. نگذاریم آن‌قدر سرمان شلوغ شود که فرصت فکر از ما گرفته شود و در این بی‌فکری‌ها تصمیم بگیریم و عمل کنیم.

+ نوشته شده در  91/01/16ساعت 16:26  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

عیدتان مبارک

 

    انسان باید این‌ قدرت و شجاعت را داشته باشد که بتواند خلوت‌هایی داشته باشد که در آن فکرهای مستمر انجام دهد و به طور منظم و مستمر این عبادت را انجام دهد. تمام مقدمات عبادی که در اسلام به آن اهمیت داده شده برای ایجاد تمرکز و فکر است. نماز، حج و روزه برای این بوده که ما را به خلوتی بکشانند و از طبیعت جدا کنند و با نظام هستی و معشوق حقیقی خودمان آشنا شویم، انس بگیریم و حرکت کنیم. اگر کسی خودش مستقیماً بتواند این مقدمات را برای خودش فراهم کند، از بقیه سبقت می‌گیرد. پیامبر صلوات الله علیه می‌فرماید: وقتی می‌بینید مردم زیاد عبادت می‌کنند، شما بیشتر فکر کنید تا بتوانید از بقیه مردم سبقت بگیرید. نماز و حج و ... حداقل‌های تضمینی است که ما در حالت فکر قرار بگیریم. در آن تمرکزها باید با فکرهای اساسی روبه‌رو شویم. با توحید، الحمدلله رب العامین و... این عبادات بهانه‌ای است تا فکر کنیم.
در حج «مشعر» داریم. یعنی محل شعور، یعنی جای دقیق نگاه کردن. شعر یعنی مو. شعور غیر از یک درک معمولی است. یعنی ریزبینی و باریک‌بینی. یعنی پیچش مو را دیدن. در عرفات به یک عرفان خاصی می‌رسید. در تفکر خیلی اهمیت دارد که انسان فضاهایی را برای خودش درست کند. افرادی می‌توانند این کار را بکنند که قوت داشته باشند. آدم‌هایی که در بعد انسانی اشرافی نیستند و در بعد «من» خودشان، خودشان را بزرگ نمی‌بینند وقتی به آن‌ها بگویید یک ساعت فکر کن و با نظام ابدی و بی‌نهایت خودت و هستی‌های بی‌نهایت خودت روبه‌رو شو، این شخص نمی‌تواند باید خیلی خوراک بخورد تا کم‌کم ببیند که می‌شود این احساس را داشت که امام زمان علیه السلام پدر حقیقی ماست و نسَب ایشان به ما بیش از پدر طبیعی ماست. بعضی‌ها نمی‌توانند حس فرزندی امام زمان را بگیرند.
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: شما خانواده آسمانی‌تان باید مهم تر از خانواده زمینی‌تان باشد. این آیه در مورد صله ارحام آمده ولی غایت تأویل این آیه این است که شما با ما صله ارحام داشته باشید. فقط نباید به عنوان یک رابطه دینی با ایشان برخورد کنیم، ایشان ما را از پدر و مادر بیشتر دوست دارند. ارتباط من در حقیقت باید بیشتر از پدر طبیعی‌ام باشد. اگر برای کسی این قضیه جان بگیرد، خواهد دید که چه اتفاقات مبارکی برایش رخ خواهد داد. آدم به جایی برسد که عضویتش در خانواده آسمانی‌اش بیش از عضویت در خانواده زمینی‌اش باشد. باید خودش را با فکر به این حقیقت برساند که من آن‌قدر که مال اهل بیت: هستم مال فرزند و خانواده‌ام نیستم. در این صورت نوع نگاه و برنامه‌‌ریزی ما فرق خواهد کرد. مفهوم دنیا کاملاً عوض خواهد شد. هرقدر که به دنیا نگاه می‌کنیم، همه را از دریچه ارتباط با خانواده خودمان نگاه می‌کنیم و این در مسائل ما تأثیر خواهد گذاشت.ادامه دارد .....

+ نوشته شده در  90/12/26ساعت 15:38  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

                            تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

 

 

امام باقر علیه السلام فرمودند: هرکس شهادت را با نیت صادقانه بخواهد شهید می‌میرد حتی اگر در رختخواب مرده باشد. نیت‌ها خیلی مهم است و آن‌چه نیت‌ساز است فکر است. انسان همیشه سر سفر گذشته‌اش می‌نشیند. اگر الآن شخص آرام و شادی هستید در گذشته فکرهای خوبی داشته‌اید.
شیطان در ما تولید فکر بد می‌کند و ما با مبارزه با این افکار سرعت اوجمان زیادتر می‌شود و باعث رشدمان می‌شود. اگر شیطان نبود ما به بهشت نمی‌رسیدیم. اگر در مسیر زندگی ما فردی قرار بگیرد که حسادت ما را تحریک کند همین فرد یک نعمت از جانب خداست چرا که ما به‌وسیله آن می‌توانیم رشد کنیم و اوج بگیریم به شرط آن‌که نسبت به آن فرد خیرخواه باشیم و برایش دعا کنیم.
وجود مؤمن مثل خداست چرا که هر چیزی را می‌تواند تغییر دهد و از بدترین شرایط بهترین استفاده را برای رشد ببرد.
اگر فکر بدی در مورد کسی به سراغمان مهلکه‌ها نجات می‌دهد. کسی که خوب فکر می‌کند خوار نمی‌شود. «خواری‌هایی که در دنیا و آخرت به سراغمان می‌آید برای این است که خوب فکر آمد باید سریع خودمان را جای آن طرف بگذاریم.
اصل عقل فکر است. «العقل ما عُبِد به الرحمن واکتُسبَ به الجنان»؛ عقل آن است که انسان به‌وسیله آن خدا را عبادت کند و بهشت به‌وسیله آن به‌دست می‌آید. هوش با عقل فرق می‌کند.
ثمره عقل، سلامت است (همان فراهم شدن قلب سلیم) ما هرقدر روی سلامت قلب کار کنیم، نشاط و شادیمان بیشتر می‌شود. آن‌چه باعث تحصیل قلب سلیم می‌شود فکر کردن است.ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  90/12/02ساعت 15:37  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 

مجموعة سر الحياة الإسلامية ترحب بكم

 

میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله  و میلاد امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مبارک باد

 

انسان دارای سه مرحله حیات است؛ قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا.

در مرحله بعد از دنیا دارای چهار مرحله حیات آخرتی هستی؛ 1 ـ وفات 2 ـ زندگی برزخی 3 ـ قیامت که شامل 50 هزار سال است و هر هزار سال یک ایستگاه دارد که در هر ایستگاه یک سؤال پرسیده می‌شود که این سؤالات نه کتبی است و نه شفاهی بلکه تکوینی است و باید در نهاد انسان باشد. مثل رابطه جنین با دنیا است که با تولد نوزاد به دنیا مشخص می‌شود جنین سالم است یا نه. بعد از قیامت مرحله چهارم حیات است که دوران حیات ابدی است و هرگز تمامی ندارد. مراحل زندگی ما بسیار شگفت‌انگیز است و ما در دنیا دوران رحمی خود را طی می‌کنیم و با وفات تازه زندگی ما آغاز می‌شود. «و إنّ الدارالآخره لهی الحیوان»
جو
اب‌های آخرت ساختنی هستند و باید همه آن‌ها را در دنیا بسازیم. آن‌چه باعث می‌شود ما قلب سلیم تحصیل کنیم و بتوانیم خوب زندگی کنیم این است که اهل تفکر باشیم. کسانی در آخرت خوشبخت و شاد و آرام هستند که در دنیا این‌گونه باشند. شرط چنین زندگی‌هایی قلب سالم است.
موفقیت در دنیا و آخرت مستلزم این است که انسان اهل فکر کردن باشد. جهنمی‌ها می‌گویند: ما اگر اهل فکر کردن و گوش دادن بودیم جهنمی نمی‌شدیم. برای این‌که انسان فکرش فعال و بالغ شود باید یک مدت بشنود و مطالعه کند.
قیمت انسان‌ها به این است که چه‌قدر فکر می‌کنند و به چه چیزی فکر می‌کنند. کلید همه بدبختی‌ها در دو چیز است؛ تنبلی و بی‌حوصلگی. که اگر انسان نسبت به فکر کردن و شنیدن بی‌حوصله باشد آسیب‌های زیادی به او می‌رسد.
حضرت امیر علیه السلام فرمودند: کسی که چشم فکر خود را بیدار نگه می‌دارد به اوج خواسته‌های خود می‌رسد. هرکس به هر آرزویی می‌خواهد برسد باید فکرش را به کار بیندازد. فکر، جلای عقل‌هاست. کسی که قدرت تصمیم‌گیری ندارد و دائماً مردد است باید یک مدت فکر کند تا زنگارها برطرف شود و بتواند درست تصمیم بگیرد. فکر کردن مقدمه تقوا است. هیچ آدم غیرمتفکری به تقوا نمی‌رسد.
فکر عامل رشد انسان است و غفلت (فکر نکردن) از دست دادن است. تنها عمل کردن بدون فکر، دعا و توسل بی‌فکر، نماز بی‌فکر هیچ فایده‌ای ندارد. عبادت بی‌فکر هیچ نشاطی برای ما ندارد. فکر است که چاشنی عبادت است و آن را شیرین می‌کند. فکر نکردن باعث پیری روح می‌شود. ما باید فکر را به سمت چیزهای منفی و بد نبریم چرا که اثرگذار است. اگر به چیزهای بد مثل گناه زیاد فکر کنیم عاقبت به آن دچار می‌شویم.
فکر کردن در کارهای خیر، انسان را به انجام کارهای خیر وامی‌دارد.
نامه عمل در نفس ما با قلم فکر نوشته می‌شود. نوشتن همان جذب کردن است. اگر کسی توانست تو را تحریک حسادت کند و یا تو را عصبانی کند و در همین دنیا توانست به تو فشار وارد کند درواقع این فشار نشانه فشار قبر توست چرا که نفس تو همان قبر توست.
انسان در قیامت به میزان نیت‌های صادقانه‌اش محشور می‌شود.
 
 
+ نوشته شده در  90/11/17ساعت 15:35  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
                              بنام خدا         

                          

ثروتمند كسي است كه كم‌تر به او محبت شده، كم‌تر مورد نوازش قرار گرفته، بيشتر فحش و زخم‌زبان شنيده و كم‌تر دعايش مستجاب شده چرا كه آن طرف براي او ذخيره شده است. ما در هيچ حالتي از رحمت و نوازش خدا جدا نيستيم انسان حتي در بدترين شرايط زندگي هيچ‌وقت از درياي الطاف الهي بيرون نمي‌آيد. ما نبايد تمام بلاها و كمبودها را در مقياس دنيا ببينيم بلكه بايد آن‌ها را با مقياس ابدي نگاه كنيم.
بايد در نعمت‌هاي خداوند فكر كنيم و حجاب عادت را از جلو چشمانمان كنار بگذاريم و در دريايي از نور حركت كنيم.
گاهي اوقات خداوند حجاب عادت را از جلو چشمانمان برمي‌دارد تا قدر آن چيزهايي كه داريم بدانيم. وقتي به نعمت‌ها عادي نگاه مي‌كنيد حجاب عادت شما را كور مي‌كند. ما آن‌قدر و ناسپاس هستيم كه فقط ليوان آبي كه از درياي بيكران نعمت‌هاي خدا برداشته مي‌شود مي‌بينيم.
تمرين فكر يعني اين‌كه ما در نعمت‌هاي خدا فكر كنيم.
دو نعمت است كه انسان قدرش را نمي‌داند مگر آن‌كه از او گرفته شود، يكي سلامتي و ديگري امنيت.
اين‌كه آدم فكر كند در نعمت‌هاي خدا عبادت خوبي است. يك سر به زندان‌ها و بيمارستان‌ها و قبرستان‌ها بزنيد تا فكرتان به كار بيفتد چه‌قدر ناشكري؟! تفكر باعث مي‌شود ما خدا را دوست داشته باشيم و رابطه‌مان با خدا عاشقانه مي‌شود. اين‌ها نعمت‌هاي حيواني هستند كه ما بايد شكر كنيم نعمت‌هاي بالاتر هم هست. در برزخ آرزو مي‌كنيم خدايا مرا به دنيا برگردان (فقط 5 دقيقه) حتي بهشتي‌ها هم حسرت بازگشت به دنيا را دارند.
شكر كردن يك مقام است. بنده اگر در دلش بفهمد و از دلش بگذرد خدا خيلي در حقش لطف كرده هنوز به زبان شكر را نياورده خدا نعمت را بر او زياد مي‌كند. اگر كسي اين‌جا بتواند شكر و حمد خدا را به جا آورد لذت آن را مي‌چشد.
هركس كه در نعمت‌هاي خدا فكر كند از جانب خدا توفيق دارد. خدا چنين بنده‌اي را دوست دارد.

 

                                    

+ نوشته شده در  90/11/09ساعت 15:34  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 بحث تفکر از سری سخنرانی های استاد شجاعی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در قرآن كريم مكرراً از ما دعوت به تفكر شده است و خداوند روي اين قضيه خيلي تأكيد داشته‌اند. خداوند بندگاني را كه اهل فكر هستند بسيار دوست دارد و يكي از عبادات بزرگ و ارزنده اولياء خدا تفكر است. در داستان سفر پيامبر در ايام نوجواني در خارج از مكه راهب نصراني از حضرت سؤال مي‌كند؟ به چه چيزي بيشتر علاقه داري؟ حضرت مي‌فرمايد: به تفكر كردن
هركس به هر جايي رسيده در درجه اول اهل تفكر بوده است. پرواز و جهش با تفكر آغاز مي‌شود. در حديث داريم: ساعتي تفكر از عبادت هفتاد سال بهتر است. مقداري تفكر انسان را ميليون‌ها سال جلو مي‌اندازد. فكر هم مي‌تواند باعث جبران گذشته شود. اگر كسي 40 سال از عمرش را هدر داد يكي از بهترين روش‌ها براي جبران گذشته فكر كردن است. گاهي اوقات فكر نكردن و تنبلي كردن در فكر انسان را ميليون‌ها سال برزخي عقب مي‌اندازد. در جلسات مباحثه علمي فكر انسان به كار مي‌افتد. هدف خلقت معرفت است و انسان بدون فكر كردن به معرفت نمي‌رسد. فكر پرده‌هاي غفلت و شك و ترديد را از انسان مي‌زدايد و كمال انساني پديدار مي‌شود.
حضرت رسول صلوات الله علیه به اميرالمؤمنين علیه السلام مي‌فرمايد: زياد تعقل كن زماني كه ديگران در حال عبادت و نماز هستند. عبادتي كه از روي تفكر و آگاهي نيست، خير و اثري ندارد. در شب قدر كه بالاتر از هزار سال است بالاترين عبادت مباحثه علمي است. اما فكر كردن در مورد چه چيزي؟
هركس به هر درجه‌اي رسيده از فكر رسيده است و اين يك رمز است. بايد ياد بگيريم شجاعت داشته باشيم و تمرين كنيم.
خود گوش كردن هم نوعي فكر كردن است. (جانور فربه شود از راه نوش / آدمي فربه شود از راه گوش)
حضرت امير علیه السلام فرمودند: «الفكر عبادت»؛ فكر عبادت است. در هنگام قرآن خواندن همتت اين نباشد كه سوره و يا آيه را تمام كني بلكه روي آن فكر كن تا قرآن خواندن عمق پيدا كند. حضرت مي‌فرمايد: بالاترين عبادت فكر كردن است.
همه چيز و همه عالم آفريده شده تا ما تعقل كنيم. با فكر كردن انسان به آرامش مي‌رسد.
حضرت مي‌فرمايد: عبادت خوبي است فكر كردن در نعمت‌هاي خداوند. اگر بخواهيد نعمت‌هاي خدا را بشماريد نمي‌توانيد. ما در بدترين شرايط زندگي هم غرق نعمت خد هستيم. اماچون معرفت نداريم اين نعمت‌ها را نمي‌بينيم.
بلا دواي شخص است. حضرت زينب سلام الله علیها در صحنه كربلا در بدترين شرايط فرمودند: جز زيبايي هيچ چيز نديدم. اما در قيامت از اولين و آخرين به مقام حضرت زينب3غبطه مي‌خورند. خداوند در هنگام قيامت كه جبران مي‌كند و كرامت‌ها را عطا مي‌كند مؤمن مي‌گويد: اي كاش در دنيا مرا با قيچي تكه‌تكه مي‌كردند. وقتي پرده‌ها كنار مي‌رود انسان تازه مي‌فهمد كه تمام سختي‌ها و دردها كه در دنيا كشيده نوازش خدا بوده است. خداوند وقتي دعاي مؤمني را در دنيا اجابت نمي‌كند در آخرت مورد لطف و كرامت خدا قرار مي‌گيرد. طوري كه مؤمن حسرت مي‌خورد اي كاش هيچ‌كدام از دعاهاي من اجابت نمي‌شد.   ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  90/10/23ساعت 15:32  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  | 
 
بيماري‌هاي آخرت: در تولد بيمار، روح انسان هنگام انتقال، ناقص (همراه با شرك، كفر يا
 
نفاق) نيست، بلكه با يك يا چند نوع بيماري متولد مي‌شود، ‌مثل حسادت، كبر، سوء
 
خلق، زودرنجي، بدهكاري ،حق‌الناس، ضعف ارتباط با ديگران و...
 
روح متولد شده، بسته به نوع و تعداد بيماري‌هايي كه با خودش به همراه دارد، دو
 
عامل عذاب و معطلي را براي درمان تحمل مي‌كند و تا زماني‌كه سلامت كامل
 
(شرايط زيستي بهشت) را كسب نكند، شايستگي ورود به بهشت را پيدا نمي‌كند.
 
به همين دليل خداوند دنيا را به خاطر دارا بودن قابليت رحمي نسبت به آخرت، محل
 
مناسبي براي درمان ما معرفي نموده و ما را به تلاش براي كسب قلب سليم و زدودن
 
آلودگي‌هاي روح دعوت مي‌نمايد. از طرفي دوران جواني، اهميت بسزايي در
 
خودسازي دارد، چرا كه بيماري‌ها هنوز در روح انسان عميقاً ريشه ندوانيده‌اند و با
 
تلاش كم‌تر و در زمان كوتاه‌تر قابل درمانند.
اما اگر انسان در دنيا بيماري‌هاي روح را درمان نكند، حتي اگر به مقام «سعد» (از
 
اصحاب پيامبر9) برسد، گرفتار عذاب شديد قبر خواهد شد.
3 ـ تولد ضعيف: برخي نوزادها نه ناقص و نه بيمارند، بلكه ضعيف هستند و قادر به ملحق
 
شدن به زندگي عادي دنيا نيستند. آنها را در دستگاه قرار مي‌دهند تا با دارو تقويت شوند.
روح در اين تولد، با نقص يا بيماري منتقل نمي‌شود، بلكه همانند نوزادي سالم ولي ضعيف به برزخ منتقل و متولد مي‌گردد. ضعف‌هاي اعتقادي در دنيا مثل ضعف در توحيد، نبوت و... چنين تولدي را در پي دارد.
اما روح متولد شده، پس از طي مراحل آموزشي، آمادگي ورود به بهشت را كسب مي‌نمايد. نوع آموزش‌ها نيز به نوع و درجه ضعف روح منتقل شده بستگي دارد.
درمان قبل از تولد به دنيا و آخرت
خداوند در رحم دنيا «وسايلي» را فراهم آورده تا ضعف مؤمنان را قبل از تولد به عالم برزخ درمان كند. استفاده از اين وسايل، ما را در كسب «قلب سليم» مدد مي‌رساند. يكي از اين وسايل، توسل به معصومين: است كه فرمود: «نحن الوسيله ـ ما وسيله‌ايم.»
اين وسايل در مورد افرادي كه بيماري‌شان شديد است، كارساز نمي‌شود و آن‌ها با
 
بيماري و ضعف به عالم برزخ متولد مي‌شوند و كار در آن‌جا سخت‌تر است.
 
اين درمان شبيه درمان‌هايي است كه در مورد جنين بيمار انجام مي‌شود. جنين را از
 
رحم مادر بيرون مي‌آورند، قلب، كليه يا بيماري ديگرش را درمان كرده و به رحم مادر
 
برمي‌گردانند تا به رشد طبيعي خود ادامه دهد و سالم متولد شود.
4 ـ تولد سالم
اين تولد نه ناقص است، نه بيمار و نه ضعيف، بلكه «سالم» است.
 
انسان‌هايي كه سالم به برزخ متولد مي‌شوند، در دنيا اهل مراقبت نفس بوده و
 
متوجه اعمال خويش مي‌باشند. زماني كه روحشان به گناهي آلوده شد، با توبه و
 
استغفار به درمان بيماري مي‌پردازند و در صورت ايجاد هر شك و شبهه‌اي در مسائل
 
عقيدتي، سريعاً نسبت به رفع ضعفشان اقدام مي‌كنند. در نتيجه در هنگام تولد با به
 
همراه داشتن «قلبي سليم»، دچار معطلي و عذاب براي درمان نخواهند شد و به بهشت ابدي خداوند داخل مي‌گردند.
5ـ تولد قوي
الف)‌ تولد قوي از رحم به دنيا:
در اين تولد، جنين به دليل آمادگي‌هايي كه داشته و آمادگي‌هاي خود رحم، رشد
 
مناسبي در رحم كرده است. به همين دليل، بعد از تولد، از نوزادهاي سالم ديگر،
 
بهره‌برداري بيشتري از دنيا مي‌كند.
 
والدين در 6 ويژگي جنين مؤثرند: 1 ـ سلامت، 2 ـ قدرت، 3 ـ زيبايي، 4 ـ‌اخلاق، 5 ـ هوش، 6 ـ عقل
 
 
+ نوشته شده در  90/10/08ساعت 19:14  توسط کنیز زهرا-سلام الله علیها-  |